نگاهی تکان دهنده به مطالعات سرطان، با فیلمساز مایک اندرسون

در این مقاله، مایک اندرسون در مورد فیلم خود “کشتن سرطان از درون بیرون” و نگاهی تکان دهنده به مطالعات سرطان به اشتراک می گذارد. مایک اندرسون، محقق پزشکی، نویسنده کتاب The Rave Diet و سازنده/تهیه کننده فیلم های “Eating” و “Healing Cancer from Inside Out” است.

کوین: باشه عالیه. می خواهم کمی در مورد فیلم دوم یعنی «کشتن سرطان

از درون بیرون.” فقط با دیدن آن عنوان به نوعی قوطی کرم باز می شود. بیایید ابتدا در مورد اینکه این ایده از کجا آمده است صحبت کنیم.

مایک: ایده این است که طب معمولی همیشه، چیزی که من آن را طب خارجی می نامم… آنها با ابزارهای خود از بیرون می آیند و از ابزارهای خارجی برای درمان چیزی استفاده می کنند، مانند بریدن یک تومور از طریق جراحی، یا چیزی شبیه به آن. در حالی که شما واقعاً سرطان را از درون به بیرون درمان می کنید زیرا سرطان به این معنی است که چیزی به طرز وحشتناکی در بدن شما اشتباه است. تومور فقط یک علامت آن است. اساساً کل بیوشیمی بدن شما به هم ریخته است. و کاری که باید انجام دهید این است که آن را تغییر دهید. تنها راهی که می توانید این بیوشیمی را تغییر دهید و بدن خود را نسبت به سلول های سرطانی غیر دوستانه کنید، در درجه اول رژیم غذایی است. البته نگرش و ذهن و استرس نقش دارند، اما من فکر می‌کنم که در هر فردی متفاوت است. فکر نمی کنم به اندازه خود رژیم غذایی مهم باشد. اگر به خود سلول های سرطانی نگاه کنید، چه نوع محیطی را دوست دارند؟ محیط اسیدی، اکسیژن کم وجود دارد، زیرا آنها می توانند بدون اکسیژن و کلی چیزهای دیگر زنده بمانند. این نوع محیطی است که آنها در آن رشد می کنند و این نوع محیطی است که با خوردن رژیم غذایی استاندارد آمریکایی ایجاد می شود. نباید تعجب آور باشد که ما چنین اپیدمی سرطان داریم، فقط به این دلیل که اکثریت قریب به اتفاق سرطان ها توسط رژیم غذایی ایجاد می شوند. سوالی در مورد آن نیست

کوین: دلیلی داشت که فیلم را ساختید؟

مایک: من همیشه می خواستم کاری در مورد سرطان انجام دهم و این مرد در فلوریدا به نوعی مرا تحت فشار گذاشت و مرا تشویق کرد که این کار را انجام دهم. معلوم شد که خیلی زیاد است… هر پروژه ای، وقتی وارد آن می شوید، پروژه ای بسیار بزرگتر از آن چیزی است که من تصور می کردم. منظورم این است که خود صنعت سرطان مدت هاست که مورد انتقاد قرار گرفته است.

اگر نگاه کنید، من آماری را در ابتدای فیلم می‌دهم، این از گزارشی بود که توسط چند انکولوژیست در استرالیا انجام شده بود، آزمایش‌های بالینی را برای یک دوره ۱۴ ساله، تا سال ۲۰۰۴ بررسی کرد. چیزی که آنها نشان دادند، درمان‌ها بود. زیرا همه سرطان‌های اصلی ما کاملاً بی‌اثر هستند. نکته منحصر به فرد در مورد آن مطالعه این است که آنها از اعداد مطلق استفاده کردند. یعنی اعداد مطلق در مقابل نسبی. اگر شما هر مطالعه ای را در صنعت سرطان انجام دهید و نتایج را به اعداد مطلق ترجمه کنید، به آن نتیجه ناگوار خواهید رسید. مانند ۰۰۰۰۰ موفقیت و نرخ بقای ۵ ساله برای پستان، رحم، هر نوع سرطان، دهانه رحم، هر نوع سرطانی که می خواهید. اعداد نسبی به این معنی است. آنها نسبت به چیز دیگری هستند، مانند مطالعه قبلی، و ممکن است بهبودی نشان دهند. آنها از هر ۱۰۰ نفر ۱ نفر نیستند.

من به مردم می گویم، اگر برای درمان می خواهید، باید نزد پزشک خود بروید و بگویید: “از ۱۰۰ نفر، چند نفر از این کار سود می برند؟” خب، دکتر، بیایید برای مثال تاموکسیفن را در نظر بگیریم. پزشک می گوید: “خب، اگر تاموکسیفن را به مدت پنج سال مصرف کنید، احتمال عود سرطان سینه را تا ۴۹ درصد کاهش می دهد.” این یک دروغ کچل است. این یک عدد نسبی است. اگر عدد مطلق را در نظر بگیرید، فقط ۱.۶ نفر از ۱۰۰ نفر است، به جای اینکه شما تصور خوبی داشته باشید، از هر ۱۰۰ نفر ۴۹ نفر از این مزیت بهره خواهند برد. اما فقط ۱.۶ است و این چیزی است که بیمار باید بداند. این ممکن است تصادفی اتفاق بیفتد، بسیار کم است. این می تواند یک اثر دارونما باشد، بسیار کم است.

همه این‌ها، برای سرطان‌های اصلی ما، همگی از نظر اثربخشی کمتر از ۱۰ درصد هستند. اما کاری که صنعت سرطان انجام داده استفاده از آمار نسبی است. اگر به حقایق و ارقام انجمن سرطان آمریکا بروید، خواهید دید که هر عددی که در آنجا وجود دارد، “نسبی” در مقابل خود دارد و این یک راز بزرگ است. نسبی، نسبت به چه؟ این می تواند یک مطالعه قبلی باشد. این یک عدد دستکاری شده است و کاملا نادرست است.

بنابراین، مانند مورد تاموکسیفن، آنها نشان می‌دهند که این دارو تقریباً ۵۰ برابر بیشتر از آنچه واقعاً هست مؤثر است. و این بیماران را تحت تاثیر قرار می دهد. افرادی که این آمار را می دانند می گویند هرگز نباید به یک بیمار اعداد نسبی داده شود زیرا آنها آنها را درک نمی کنند. آنها برای آماردانان هستند. خوب، این فقط بیماران نیستند، بلکه متخصصان سرطان. از زمانی که فیلم را ساخته ام، با نیم دوجین سرطان شناس صحبت کرده ام که حتی تفاوت بین اعداد نسبی و مطلق را نمی دانند. آنها فقط برگه های دارو را می خوانند و اعداد را برای بیماران جفت می کنند و می گویند: “اوه خیلی خوب به نظر می رسد. باشه، بیایید این کار را انجام دهیم.” آنها هیچ ایده ای ندارند. این برای من تقلب است. منظورم این است، به خصوص اگر انکولوژیست در مورد آن بداند

و او یک درمان موثر ۴۹٪ ارائه می دهد، در حالی که در واقع، تنها ۱.۶٪ موثر است. این فقط اشتباه است.

من آن را انجام نمی دهم. فکر نمی‌کنم کسی با عقل درست این کار را انجام دهد. منظورم این است که بهتر است یک دارونما و یک آبجو مصرف کنید تا اینکه آن دارو را مصرف کنید. اما این در سراسر هیئت مدیره درست است، در آنجا، فوق العاده بی اثر.

من “نمایش صبحگاهی” را در ABC دیدم و این نانسی اشنایدرمن در آنجا بود و آنها می‌گفتند که سرطان سینه در مراحل اولیه، ۹۱٪ درصد درمان دارند، درست است، بیش از ۵ سال. خوب، این فقط مزخرف است. شما نمی توانید کاری انجام دهید و همین آمار را داشته باشید. شما نمی توانید هیچ کاری با سرطان سینه انجام دهید و همین آمار را داشته باشید. در واقع، باید بیشتر باشد زیرا سرطان سینه سرطانی با رشد بسیار کند است و اگر سرطان در مراحل اولیه باشد، باید به راحتی به آن مبتلا شوید. اما آنها اعداد را دستکاری می کنند، آنها درمان ها را بسیار مؤثرتر از آنچه واقعا هستند نشان می دهند، زیرا پول زیادی در این امر دخیل است، پول زیادی. اگر تمام اعداد را به اعداد مطلق ترجمه کنید، صنعت سرطان از بین خواهد رفت. این اعدادی است که به کنگره ارائه می شود. اینها اعدادی است که آنها برای دریافت بودجه بیشتر به کنگره ارائه می کنند. آنها کاملاً دستکاری شده اند و هیچ کس آن را نمی داند. بنابراین به هر حال، من حتی نمی توانم سوال اصلی را به یاد بیاورم.

کوین: این شگفت انگیز بود. بنابراین، بیایید فقط اعداد را در اینجا برای افرادی که ممکن است هنوز به نوعی از نظر ریاضی باهوش نیستند، مرور کنیم، که من هم اینطور نیستم، اما اجازه دهید ببینم آیا این را درست متوجه شده‌ام یا خیر. به عنوان مثال، بگویید که از هر ۱۰۰ نفر ۱ نفر کار می کند. اگر آنها چیزی در مطالعه پیدا کنند که از هر ۱۰۰ نفر ۲ نفر کار کنند، ۱۰۰٪ افزایش می یابد، درست است؟

مایک: درسته، درسته

کوین: خوب.

مایک: درست.

کوین: بنابراین، آنها می توانند بگویند که هر چه بود، در مطالعه جدید، میزان موفقیت را تا ۱۰۰٪ بهبود بخشید.

مایک: دقیقا، دقیقا و شما می توانید مانند ماموگرافی که یک کلاهبرداری بزرگ است.

شما دو گروه را انتخاب کنید، مثلاً یک چهارم میلیون نفر در هر گروه. این دروغ نیست زیرا دقیقاً اینگونه کار می کند. افرادی که به طور منظم ماموگرافی انجام می دادند، می گویند سه نفر به سرطان سینه مبتلا شدند که به طور منظم ماموگرافی انجام دادند. چهار نفر از کسانی که ماموگرافی انجام ندادند به سرطان سینه مبتلا شدند. خوب، به جای اینکه به جمعیت ۲۲۵۰۰۰ نفری در هر گروه نگاه کنند، تفاوت بین سه نفر و چهار نفر را در نظر می گیرند و می گویند که این کاهش ۲۵ درصدی در بروز سرطان سینه به دلیل ماموگرافی است.

کوین: وای.

مایک: در واقع، اگر یک میلیون نفر کامل یا نیم میلیون نفر را در نظر بگیرید، سه

افراد با گروه ماموگرافی و چهار نفر با گروه غیر ماموگرافی سرطان سینه گرفتند، این چیزی نیست. این فقط ۰.۰۰۰۰۰۰۰۰۰ است. اما آنها می گویند کاهش ۲۵ درصدی سرطان سینه به دلیل انجام ماموگرافی. این فقط یک دروغ کچل است. مطالب زیادی در این مورد منتشر شده است، اما هرگز آن را در اخبار اصلی نخواهید دید. شما فقط نمی خواهید.

کوین: وای، وقتی می شنوید ۲۵ درصد کاهش، یعنی ۱ از ۴ است.

مایک: بله، این تاثیرگذار است. وارد فیلم می‌شوم و می‌گویم، اعداد دقیق را به خاطر نمی‌آورم، اما اینها واقعی هستند. شما باید بگویید: “مزایای واقعی ماموگرافی چیست؟” خوب، یک زن در ۴۰ سالگی که به طور منظم ماموگرافی می‌کند، ۹ روز بیشتر زنده خواهد ماند. یک زن ۵۰ ساله، ۷ روز بیشتر زندگی خواهد کرد. یک زن در ۶۰ سالگی، پنج روز اضافی زندگی خواهد کرد.

یه چیزی شبیه اون؛ در فیلم هست و خب شما به این نگاه می کنید و همه چیز را در مورد این آمارهای نسبی بیرون می اندازید و بعد می روید و می گویید “خب، چه فایده ای دارد؟ این قرار است عمر من را طولانی کند.” مزایا اصلاً وجود ندارد.

کوین: صحبت کردن با انکولوژیست ها چگونه بود؟

مایک: آنها دشمنی کردند. آنها از این راه امرار معاش می کنند. من به شما می گویم، به طور یکسان، آنها عاشق قسمت اول هستند، به جز بخش آماری. این قسمتی بود که آنها دوست نداشتند زیرا واقعاً آن را درک نمی کردند. اینها افرادی هستند که این داروهای بی اثر را تجویز می کنند. منظورم این است که من یک پسر داشتم… هوچکین ادعای شهرت آنهاست. انجمن سرطان آمریکا در کتاب آمار و ارقام خود می گویند که نرخ درمان آن ۸۵ درصد است.

خوب، این مزخرف است. این یک آمار نسبی است. اگر به عدد مطلق نگاه کنید، حدود ۴۰ درصد است. از آن هم بدتر است، اما آنها این را نمی فهمند. آنها به بیماران خود خواهند گفت: “بله، نرخ درمان ۸۵٪ است.” خوب، آنها فکر می کنند از هر ۱۰۰ نفر ۸۵ نفر از این بیماری درمان می شوند. در حالی که در واقع ۴۰ است و این بهترین آنهاست. هوچکین بهترین درمان آنهاست. اما چیزی که آنها نمی گویند این است که این میزان درمان پنج ساله است. بعد از پنج سال چه اتفاقی می افتد؟ خوب، درمان‌ها با هوچکین و سایر بیماری‌ها، لنفوم‌هایی که در آن‌ها وجود دارد، لوسمی‌شان که در آن موفقیت نسبتاً بالایی دارند، درست با لوسمی دوران کودکی شروع به کاهش می‌کنند. اما اتفاقی که می افتد این است که به مرور زمان سرطان ها عود می کنند و به دلیل درمان ها دچار مشکلات دیگری می شوند. آنها بیماری کبدی دارند، ممکن است بر اثر نارسایی کبد و انواع چیزهای دیگر که فراتر از این دوره پنج ساله است بمیرند. و این واقعاً آن را به سمت پایین منحرف می کند.