داستان «سپاس از امپراطوران» چه بود؟


مهرداد خدیر در سال ۱۳۷۶ در واکنش به توئیت عبدالرضا داوری به نقل از سایت تاریخ ایران، مطلبی در عصر ایران نوشت: یکی از خبرنگاران نزدیک به محمود احمدی نژاد تصویری را در توییتر منتشر کرد و در توضیح آن نوشت: «تصویری از تاریخ روز شکرگزاری. جشنی که عمدتاً برای ابراز تأسف و وفاداری به رژیم پهلوی بود. زندانیان این تصویر پس از اعلام عبارت «تشکر از شاهنشاهان» و اشاره ویژه وی به حضور مهدی کروبی و مرحوم حاج حبیب الله اصغر از زندان آزاد شدند. اولادی در این تصویر.

این اولین بار نیست که عبدالرضا دری این موضوع را مطرح می کند. در واقع این موضوع سال ها و شاید سی سال در سطح حقوقی مسکوت ماند و بر اساس یک توافق نانوشته است، چون دو نماد مشترک چپ و راست او در این تصویر بود، چندان مورد بحث قرار نگرفت.

در گذشته در زمان مدیریت علی اکبر جوانفکر در روزنامه ایران و پس از جدایی «احمدی نژاد- رحیم مشایی» از جناح راست و به دلیل انتقادات حزب موتلفه از شورش و پاسخ به قیام احمدی نژاد در دهه ۹۰. به بعد، اما به نظر ایشان این مقاله آن را تغییر داد، اما موضوع جدیدی نبود و کشف جدیدی به حساب نمی آمد و انسان می تواند حدس بزند که چرا آقای داوری دوباره آن را منتشر کرده است.

نکته مهم ماجرای تاریخی این است که پس از حکومت جیمی کارتر در آمریکا در آذرماه ۱۳۵۵، رژیم شاه برای آزادی زندانیان سیاسی معروف و باز کردن فضا تحت فشار قرار گرفت.

ادعای شاه و ساواک این بود که آنها زندانی سیاسی نیستند، آنها مظنون امنیتی هستند و دین ندارند، مارکسیست هستند و اگر تظاهر به دینداری کنند، مارکسیست اسلامی هستند و در این مورد چه گفته اند. اعضای سازمان مجاهدین خلق.

اما گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری نشان می‌دهد که ادعای حکومت درباره همه زندانیان سیاسی و به قول خودشان، مارکسیست یا مارکسیست اسلامی بودن، صحت ندارد. تعداد زندانیان سیاسی متفاوت بود، هم شامل مارکسیست ها (تروریست های فدایی، مبارز، اوباش و غیرجماعت) و هم مجاهدین خلق (که نیروهای مذهبی متهم به التقاط بودند و ساواک و شاه لقب مارکسیست های مسلمان را برای خود ابداع کردند). ) و شامل روحانیون سیاسی و مغازه دارانی بود که به اتحاد متمایل بودند.

در این شرایط، تبتی معروف به مقامات امنیتی پیشنهاد داد تا افراد برجسته مذهبی را که ارتباطی با افکار مارکسیستی یا فعالیت های مسلحانه ندارند، آزاد کنند.

تنها شرط شرکت در جشنواره ششم بهمن بود. در زندان و بیرون بحث می‌شود و به این نتیجه می‌رسند که محیط بیرون با مارکسیست‌ها سازگار است و رابطه مذهبی‌ها و مبارزان ضعیف و قطع است و این اعداد باید باشد. عذرخواهی را بپذیرید تا آزاد شوید. مخصوصاً اینکه هیچکدام در حد روحانیون معروف و سیاستمداران معروف – آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری – نبودند تا افکار عمومی و در واقع فضای سال ۵۵ را به خاطر موفقیت اقتصاد بعد از سال ۵۱ و رهایی اجتماعی و توسعه کلی اجتماعی بترسانند. تغییر کرده بود (بهزاد نبوی جایی گفته بود من در سال ۵۵ باور نمی کردم که دو سال دیگر انقلاب شود زیرا توسعه اقتصادی و رشد درآمد و تغییر چهره شهرها به گونه ای بود که گویی سقوط می کند. دولت دیگر ممکن نبود.)

نگارنده این سطور اگرچه گزارش های آقای اسدالله بادامچیان را مانند سایر شخصیت های سیاسی با قطعیت کامل بررسی نمی کند و آنها را «وعده واقعی» نمی داند، اما این ماجرا از صحبت های ایشان و در گفت وگو با خبر نقل می شود. . آنلاین به شرح زیر: «ساعت ۸ صبح آمدند و ما را از این اتاق به آن اتاق در طبقه سوم کمیته مشترک ششم بردند، آنجا با آقایان حبیب الله عسگراولادی، مهدی کروبی، شیخ قدرت الله علیخانی و… آشنا شدیم. ، از اوین به آنجا آوردند، خوشحال شدیم و از این دیدار لذت بردیم، آن روز جایزه ای به ما دادند که یادم نیست، شاید با آن و تصویر تاج شاهنشاه نوشته شده بود تا آن را روی سینه هایمان بگذاریم. .

این موضوع بر ما سنگینی می کرد. مخصوصا شهید عراقی. او معتقد بود که این اقدامات برای جنگ مخرب است و نباید انجام شود، ‌ اما نظر کارشناسان این بود که این کار شرعی شماست و بالاخره یک روز بعدازظهر بودیم که در اتاق چهار باند یک اوین نشسته بودیم. بنده، عسگراولادی، عراقی، کچویی و لاجوردی. آنجا بحث شد، تکلیف اسلامی ما در این شرایط چیست؟ آقای عراقی گفت: اگر این کار را بکنیم آبروی اسیران مسلمان می رود. حالا مجاهدین و حکومت از این سوء استفاده می کنند…

آن روز آقایان عسگراولادی، عراقی، کروبی و مرحوم آقای انوری، حاج حیدری را به زندان قصر بردند و در سالن جدا کردند. یعنی آقایان انوری و کروبی در جلو، عسگراولادی و حاج حیدری در سمت چپ و شهید عراقی در سمت راست نشسته و نماینده بالای سر ایشان…

آنجا کمونیست شاه را می ستاید. سپس در نهایت می گوید: شاهنشاه ما از شما تشکر می کنیم که ما را بخشیدی و می خواهیم از این به بعد به کشور خدمت کنیم. در ضمن دولت این فیلم ها را در ۳-۴ دقیقه می سازد. در این وضعیت آقای انوری ایستاده است. دیگران به یکدیگر نگاه می کنند تا بلند شوند و فریاد بزنند یا بنشینند. سپس همان اتفاقات را در تلویزیون نشان دادند. هرج و مرج در زندان حاکم بود.»

همان طور که آقای بادامچیان در این گفت و گو گفت اصل ماجرا را انکار نمی کند -البته نباید انکار کرد- اما برای آن دلیل می آورد. به همین دلیل می توان به چند نکته اشاره کرد:

۱. امام خمینی به نفاق معروف بود و مهمترین نقطه اختلاف ایشان با آیت الله سید کاظم شریعتمداری یا مهندس بازرگان این است که آشتی با شاه را غیرممکن می دانستند و به چیزی کمتر از آن بسنده نمی کنند. سرنگون شدن اگر شرکت در مراسم قدردانی برای روی گردانی از سبک جنگی مورد قبول رهبر فقید انقلاب بود، حتی به ترک این افراد پاسخ کامل می داد، اما به گواه در سال های بعد اعتماد و علاقه امام به آن ها بود. اعداد حتی اندکی کاهش پیدا نکرد.

مهدی کروبی اگرچه پیش از این نماینده امام در کمیته امور خیریه شده بود، اما با قدرت کامل، رئیس بنیاد شهید و امیرالحجج و سرپرستی حجاج شد و ۱۰ سال پس از پیروزی انقلاب و. امام در واپسین ماه‌های عمر خود از جمله «بهترین دوستم کروبی» در مورد خود استفاده کردند. (در حکم انتصاب میرحسین موسوی به ریاست بنیاد جانبازان در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۶۶: از زحمات دلسوزانه و خالصانه دوست خوبم حجت الاسلام آقای کروبی تشکر می کنم.)

او همچنین به حاج مهدی عراقی اعتماد داشت و از قتلش بسیار پشیمان بود. تابلوی مهدی عراقی با دستان کوتاه نشسته در کنار امام یکی از مشهورترین تصاویر انقلاب است. حاج حبیب الله عسگراولادی هم مورد اعتماد بود و البته آیت الله انوری. بنابراین می توان فرض کرد که این اقدام مورد تأیید آیت الله مهدوی کنی مورد ردّ امام قرار نگرفته است.

۲. همانطور که گفته شد، داستان یا عکس جدیدی نیست. اما چون افراد مختلفی در آن حضور داشتند و مبارزان سیاسی حاضر در تصویر با گروه های مختلف ارتباط تنگاتنگی داشتند و گویی توافق نامه نانوشته ای وجود داشت که هیچ کس به این موضوع کاری نداشته باشد. جالب است که گروه های چپ در این موضوع حرکت چندانی نداشتند. کروبی و عسگراولادی و انوری و بخصوص حاج مهدی از عراقی های معروف بودند و مجاهدین و توده دلیلی برای نابودی آنها نمی دیدند. ورود دیرهنگام احمدی نژادی ها به این موضوع را احتمالاً می توان ناشی از نداشتن ریشه و سابقه چندانی در آن سال ها دانست.

۳. آقای عبدالرضا داوری روز عکس را ۲۴ اسفند ۱۳۵۵ اعلام کرد، عکس را می توان در ۱۴ بهمن منتشر کرد اما این جشنواره مربوط به ۶ بهمن – سالروز انقلاب شاه و ملت است.

نگارنده این سطور ابتدا تصویر و گزارش کامل آن را بعداً در کتابخانه دانشگاه شهید بهشتی در شماره نوروزی مجله «تالش» در اسفند ۱۳۵۵ یا فروردین ۱۳۵۶ و البته در آن زمان به جای تاریخ هجری قمری مشاهده کرد. در روز از تاریخ شاهشاهی (۲۵۳۶ و ۲۵۳۵) استفاده شده است. مجله تلاش با حمایت مستقیم امیرعباس هویدا نخست وزیر و با بودجه یکی از شرکت های نفتی با هدف جذب روشنفکر منتشر شد.

۴. در واقع این انتقاد قابل درک است که فرد نمی تواند رفتار خود را در زمان خاصی و به تنهایی توجیه کند و در نظر دارد که نباید برای دیگران چنین اتفاقی بیفتد. شاید یکی از دلایل تسامح مرحوم عسگراولادی و کروبی نسبت به دیگران، درک موقعیت های مختلف باشد.

۵. مهم ترین سوال و انگیزه این سخنرانی این است که بازنشر این تصویر و تطابق آن با تحرکات و درگیری های اخیر محمود احمدی نژاد و ادعای ۲۰ برابری کمک های مالی در زمانی که هنوز در دولت هستید. همان پول و شما هنوز آنجا هستید. فشار مالی فقط یک معنی دارد. اینکه احمدی نژاد و دوستانش می خواهند خود را فراتر از تقسیم به چپ و راست یا اصلاح طلب و اصولگرا و اعتدالی نشان دهند و با رد اتحاد اصولگرایان و اصلاح طلبان یکی از شعارهای اعتراضی دی ماه ۱۳۹۵ را بردارند.

تفاوت دیگر عوام و نخبگان «جدایی» است. شهروندان عادی علاقه ای به جداسازی ندارند و با همه مثل هم رفتار می کنند. احمدی نژاد هم می خواهد خود را جدا از این دو دستگی نشان دهد و این احساس را تقویت کند که دست همه در یک کاسه است و خودش و دوستانش در این مناسبات و قانع کردن دولت و مردم به عقیده خودشان مستقل نیستند. توضیح، از همه هر دو طرف ناامید هستند، به جای اینکه به بیرون از انحراف نگاه کنند، بهتر است به آنها توجه کنیم. در سال ۱۹۸۴ عده ای از هواداران او شعار می دادند: چپ، راست، نماینده علیه بنده.

طرف دیگر قضیه این است که شاید فردی که در همان سال ۲۰۱۵ شکنجه شده و «آه» نگفته است حق اعتراض یا تمسخر دارد اما بیشتر از کسانی که در بازی نبوده اند پذیرفته نیست. همه.

اما این عکس واقعی است و نمی توان آن را پنهان کرد و اگر مشکلی وجود دارد این است که داستان باید به طور کامل بیان شود. مثلاً وقتی مردم بدانند که مرحوم حاج مهدی هم عراقی بوده، قضاوتشان تعدیل می شود.

علاوه بر این، در فضای کنونی که مردم ما اهل مدارا و عاشق گفت وگو در سیاست هستند، این عمل را نقطه بدی در کار کروبی و عسگراولادی نمی دانند و در واقع نسل کنونی خیلی چیزهای مشترکی با هم ندارند. قهرمانان گذشته


انتهای پیام