اشعار تکان دهنده اربعین حسینی


اشعار تکان دهنده اربعین حسینی

مهدی جهاندار:

این عشق آسمانی است یا زمینی؟
آیا این تنش خیالی است یا واقعی؟

چه جذابیتی مرا به سوی تو می کشاند؟
عاشقان همیشه اینگونه هستند

یک پرتو نور از زیر پای مهمان شما بیرون زد
فکر می کنم زمان ستاره چینی است

کاش یک تاول روی پای مهمان شما بودم
در آغوش گرفتن من که اوج زیبایی است

از نجف تا کربلا
مثل اشک امینی است

گوش کن، چند سال از او گذشته و اکنون
او یکی از مهربان ترین معلمان علوم دینی است!

از مقوله عقل تا مقوله نهایی جنون
این خطی از کتاب قاتاتوموا یامینی است

عشق عشق عشق عشق عشق
این صدای پای زائران اربعینی است

میثم داودی:

ای هوس بی کفش که نامش مهمان است
این یک تاول در کف پا یا پاشنه است

شما در راه رسیدن به سرنوشت خود هستید
دور از چشم شهری که به ظاهر اهمیت می دهد
.
بسیاری از دلها شسته و پاک شدند
چشم خیس در این جاده چیز کمیاب است
.
هر چند چشم و دلت از کرامت او پر باشد
سفره افطار در این جاده است
.
وقتی در چشم تو پناهگاه می شود
یک قلب در حال گذر تبدیل به سد راه می شود
.
با گرمای سینه زنان گرم است
یک کتری آب جوش، در اصل شاعر
.
لیوان لب طلایی پر و خالی است
هر بار گفتم این آخرین تی است

علی اصغر شیری:

از مرز گذشتیم اما با فاجعه
با پرچم سیاه و هیئت

کیسه ها پر از نامه های شهروندان است
چه بار سنگینی بر دوش خود می کشیم

سینی روی سر پر از بغل و اشک است
تو بچه ای که دیگر نیستی، مشروب نمی خورد

هر خانه ای ردیفی است که پناهگاه ماست
باب رحمت به روی ما گشوده شده است

پس این طغیان در خلقت جهان چیست؟
چه نوع شورشی؟ یک زیارت!

ما کفش می پوشیم و آنها ما را مسخره می کنند
ما زائر زیادی هستیم نه پاپ های کمی..

مصیبت های زیارتگاهی کم نیست
اما ما نیازی به گریه نداریم

قاسم صرافان:

ظالم! این سرزمین که بویش مهمانت کرد
بهشت ها را در مقابل این ایوان ها ساخت

از قدم های خود بپرسید: این جاده به کجا ختم می شود؟
پس قابیل با آدم روی زمین رفت

نه تنها دل تو، بلکه دل دنیا را هم سوزانده است
نه تنها از من که از هر سنگی شاعری ساختم

خاک جاده جان می دهد، عطر زندگی است
از دل مردگان این زمین گذری کرد

برای آنها که می خوانید: “یا حبیبی یا حسین”
هر ظاهری را حبیب بن مظهر انجام می داد

هر کس، در هر کجا، از آزادی نفس می کشد
آن را معاصر امام عصر عاشورا قرار داد.

کار او همان بود که از ابتدا، مسیحی که از او بیرون آمد
فوتارهای سوخته جوجه های مهاجر درست می کردند

انگار می توانستی او را ببینی که گلویش را می برد.
خونش می جوشد، دلش پاک است

آه! چیزهایی که دید با دل زینب چه کرد؟ اگر
این خبر شما را گیج کرد..

یوسف رحیمی:

دارم از زهر اربعینی میمیرم
از دلتنگی و دلتنگی

من بال ندارم که خانه ام را پر کنم
من حتی بر اساس این مرز هستم

«یا مونس کول غریب» اهل العلم
امکان ندارد دیدگاه من را نبینی

شما وضعیت رنج را می دانید
با یتیمان و غریبه نشسته ای

حالا یتیم با دل شکسته آمد
بعد یک غریبه با ناراحتی آمد

صدای نفس کشیدن را بشنوید
من جز تو چیزی ندارم یا امیرالمومنین

امشب دلت را به مکان مقدس پابوس ببر
عاشق بدون وصل چه می خواهد؟

صبح امروز در دادگاه خبری است و در حال پخش شدن است
امشب حسن زاده مهمان امینی است

محمدمهدی سیار:

چهل شب است که در غم تو سوختیم
ما به اشک های خود و ظاهر شما نگاه می کنیم

چهل شب تمام نفس هایمان آه است
پر از سکوت، پر از گریه های ناگهانی

چهل شب است که غروب در بیابان کور شده ایم
۴۰ شب از طلوع خورشید می گذرد

چهل شب میمیریم برای دیدار با آب
یاد گریه فرزند ربابه می افتیم

چهل شب است به خدا و ما نمی توانیم آن را باور کنیم
سر نیزه دراز جلوی ماست

سر تو برنده بیابان است
شعله های شما همیشه در شب تاریخ پابرجاست

زمین مزار شهدای شماست
وقت صرف غذای مهمان شما قبل از ماهشار است

قلب من جایگاه اشک های توست
پیمودن مسیر اربعین ماتم شماست

دوباره امید به عزت نفس ما وجود دارد
به ابن السبیل نیز توجه کنید

دلم را مهمان پذیرا باش
ببین به رد پای جابر نزدیک شدی

انگار قلبم از سینه ام بیرون پریده است
دلم در غبار است

رفتن به بیابان شور، عشق و جنون
برای شادی فرج ستون به ستون می دوید

ولایت آغاز و مقصد است
راه زندگی ما: نجف تا کرب وبلا

ما دوستان را در سراسر جهان جمع کردیم
به خاطر زلف آشفته اش، با هم آشنا شدیم

هادی ملک پور:

بدون معطلی از خانه زنان بیرون رفتی
با چشمانی پر آب از حرم مرتضی علی

با هر قدم، آواز می خوانی
راه رفتن و حرف زدن

دریای بیکران ماتم را ببینید
به این انبوه زائران پابرهنه نگاه کنید

هر آهنگی به غرش تو می رسد
فریاد در تمام بانک ها شنیده می شود

هر خانه ای با اشتیاق از مهمانان پذیرایی می کند
هر کس همه چیز دارد و می تواند هر کاری انجام دهد

انگار تو را به حرم مستی می برند
بله، آنها شما را با دست می گیرند، نه با پا

می رسی به پای دل و زخم زخم
همراه با زخم تریلر دختر علی

آن زن کیست که به سبک عربی گریه می کند؟
کی اینو میگه یا رازی؟

او با عود و گل سرخ شکفته می خواند
یا خواهری که از گرمای برادرش سوخت

خواهر با روح خسته اش رسید
می گفت خواهرش در خونش است

روزی زینب شب را بدون او نگذراند
گرمای شام مرا نکشد

وقتی تو را نمی بینم از تو خجالت می کشم
دوست من سه ساله نیست

ای باغبان از جوانه گلخانه خود نپرس
درباره داستان غم انگیز دخترتان نپرسید

هر گوشه ای صدای سوزان عشق است
هر دعا گنجینه ای از دقایق است

اینجا نزدیک مسجد به گرمی به شما خدمت می کنند
این ترکیبی از سخاوت و فداکاری است

جهانگرد بگو چه بود جز سود روزی
مهمان مبارک، روز خوبی داشته باشید

بازدیدکننده از این طریق شاهد بهشت ​​است
به راستی که این راه، راه بزرگ بهشت ​​است

ای نور پاک از آسمان به تو می نگرد
ارادت همه عاشقان به تو

در تاریکی من هیچ نوری برای من باقی نمانده است
چیزی جز گرما در دلم باقی نمانده است

باقی مانده از آرامش و تنهایی
من بدون تو قلب و روح ندارم

می… اربعین خود را بنوشید
من برای آن احساس در ذره بین شما جانم را از دست خواهم داد

شرم بر شما که واجد شرایط نیستید
دلم برای گرمای کربلا تنگ شده

چه کسی خاک تو را خواهد شناخت، پیشانی من؟
تو تنها کسی هستی که در خاطره شیرین من هستی

سیده فرشته حسینی:

در صبح، خورشید و آسمان متفاوت است
این سفر از هر نظر متفاوت است

آنها همدیگر را نمی شناسند، مثل اینکه اقوام هستند
مهمون فرق داره، مهمون فرق میکنه

این زبان دنیا نیست، اما من فقط همین را می گویم
این تور طعم متفاوتی از غذاهای رایگان دارد

به تصویر راهپیمایی از سماوه فکر کردم
آه، آن چای و فنجان متفاوت است

نیازی به گفت وگو نیست یا حسینی کافی است
خادم و مهمان وقتی زبانشان فرق می کند

با دلی پر از زیارت صفحات را مهر زد
بله، اینجا خواسته مرزبان فرق می کند

غروب می ترسی از مرز مهران بگذری
صبح که می رسد اذانش فرق می کند

از نجف تا کربلا لب و پا تشنه
زمان، مکان و جهان متفاوت است