آیا امکان ابتلا وجود دارد؟


گروه زندگی ایرنا – حقیقت این است که طول عمر از تروما امتداد نمی یابد، اما امروزه روانشناسان می گویند که تروما تا زمانی که انسان زنده است، سابقه دارد. بیشتر افراد در مقطعی از زندگی خود تحت تاثیر نوعی آسیب قرار می گیرند و برخی از آنها فقط آن را تحمل می کنند، در حالی که برخی دیگر که این روزها بر تعدادشان افزوده می شود، در مقابل آن ایستادگی می کنند و با افکار مزاحم مبارزه می کنند. دکتر. حسین ابراهیمی، روانشناس و استادیار دانشگاه وی در این گفت و گو از این بیماری و روش های نوین درمانی آن می گوید.

آیا امکان ابتلا وجود دارد؟

دکتر، تعریف تروما در روانشناسی چیست و چه کسانی در معرض آن هستند؟

تراژدی می تواند هر چیزی باشد، این را روانشناسان ارائه می دهند و معتقدند تروما می تواند نتیجه یک رویداد یا رویدادی باشد که فرد را از وضعیت عادی خارج می کند. رنج اغلب ناخوشایند است و پس از حوادثی مانند سیل و زلزله یا مشاهده صحنه قتل رخ می دهد. فردی که در معرض آن قرار می گیرد دچار اختلال استرس پس از سانحه می شود که ممکن است سریع یا بسیار کند واکنش نشان دهد و علائم آن پس از چند ماه ظاهر شود.

سابقه عفونت و تلاش برای درمان آن چیست؟

قبل از توضیح تروما باید گفت که این سخنان از زمانی وارد گفت وگوی روانی شد که موضوع آسیب روحی در جنگ در گروه های زیادی مطرح شد. در ابتدا جنگ‌های جهانی و به دنبال آن جنگ‌های منطقه‌ای از جمله مواردی بود که منجر به آغاز پژوهش در این زمینه شد. چون دیده می شد افرادی که در جنگ شرکت می کردند مشکلات زیادی داشتند. به عنوان مثال، شخص شخصیت خود را از دست می دهد یا حتی هویت خود را برای مدت طولانی از دست می دهد، یا فردی که در این شرایط قرار می گیرد از رفتار خود، محیط اطراف و دوستان خود آگاه نمی شود. در برخی موارد افراد مجروح در جنگ خانواده و دوستان خود را نمی شناختند و اغلب با ترس و فریاد به زندگی خود می پرداختند. افراد مبتلا به این عارضه ممکن است ویژگی های دیگری نیز داشته باشند، شاید از خواب بیدار شوند و حالت سردرگمی، سردرگمی و عدم آگاهی از محیط اطراف خود داشته باشند. اینها شرایطی است که کم کم کلمه نورز جنگ مطرح شد.

آیا امکان ابتلا وجود دارد؟

افراد مبتلا به نورز چه ویژگی هایی دارند؟

روان شناسی در روانشناسی یک بیماری روانی است که کارکردهای اصلی شخصیت فرد را شامل نمی شود و فرد آن را می شناسد، مثلاً روان نژندی در موارد اضطراب، افسردگی و … به کار می رود. فردی که احساس ناراحتی می‌کند و فکر می‌کند که نقش اجتماعی‌اش دچار مشکل است و رفتاری پرخاشگرانه دارد، نشان می‌دهد که بدون توجه به سلامت جسمانی‌اش به چیزی مبتلا به نوروتیک است. فرد روان رنجور مانند سوارکاری است که فکر می کند اسب را هدایت می کند، غافل از اینکه کنترل اسب را نیز در دست دارد و می تواند آن را به هر کجا که بخواهد هدایت کند.

این افراد در زندگی روزمره و روابط با دیگران با چه مشکلاتی مواجه هستند؟

افراد مبتلا به این مشکل درگیری های خاص خود را دارند. بر اساس روانکاوی، ممکن است دلایل خاص و متفاوتی برای آنها وجود داشته باشد، اما در مورد کسانی که نورجنگ برای آنها استفاده شده است، آنها کسانی بودند که احساسات غیرعادی ذهنی داشتند. خود در طول جنگ یا در میدان جنگ.

تراژدی فقط در جنگ تعریف شد؟

احساسات شبه عصبی شبیه به احساس اضطراب است. اما جدای از این باید به مشکلات استرس زا نیز توجه کرد. بد نیست به این نکته اشاره کنیم که از نظر روانشناسی، هر چیزی که عفونت محسوب می شود، می تواند عفونت روانی باشد، می تواند عفونت محسوب شود. مثلا همین جنگ یا دیدن یک موقعیت دلخراش یا تصادف وحشتناک یا دیدن اتفاقاتی مثل زلزله، سونامی، طوفان و … را می توان استرس زا دانست. اغلب افراد مبتلا به این مشکلات روانی مشکلاتی به نام «اختلال استرس» یا اختلال استرس پس از سانحه دارند.

آیا این بیماری روانی به راحتی قابل تشخیص است؟

این بیماری روانی شدید، مزمن و ناتوان کننده پس از تجربه یک رویداد آسیب زا رخ می دهد، اغلب فرد آسیب را در ذهن خود تکرار می کند و سعی می کند از محرک های مرتبط با تروما فاصله بگیرد. حالت تنبلی و شادی بسیار بالایی در آنها دیده می شود. تجربه جنگ، شکنجه، بلایای طبیعی، حملات، تجاوز جنسی، جراحات جدی، تصادفات و آتش سوزی ها و مواردی از این دست می تواند باعث شود که فرد رفتار خاصی داشته باشد که باعث می شود فرد در وضعیت بدتری قرار گیرد. او هست. در برخی موارد فرد می تواند تا پایان عمر در این وضعیت بد باشد و شیوع آن در زنان ۱۰-۵ درصد و در مردان ۶-۵ درصد است.

آیا امکان ابتلا وجود دارد؟

آیا تروما اثرات فیزیکی دارد؟

این سوء استفاده در عرصه های مختلف دیده می شود و بر جنبه های زیستی، روانی و اجتماعی تأثیر می گذارد.

اگر فردی به این بیماری مبتلا باشد چه مشکلات و رفتاری از خود نشان می دهد؟

بر اساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، گروه های مختلفی از اختلالات افسردگی وجود دارد. این مشکلات شامل آسیب واقعی یا تهدید به آسیب جسمی و روحی یا آسیب ناشی از آن است. فلاش بک ها شامل کابوس ها، خاطرات بد، اختلالات بینایی، اجتناب از محرک های مرتبط با رویداد و تغییرات در برانگیختگی است که باید شخص درگیر داستان را در طول زمان درگیر کند. مثلاً فرد باید این علائم را در ماه نشان دهد.

آیا سرنوشت نیز تغییر پذیر است، یعنی می توان آن را از حالتی به حالت دیگر تغییر داد؟

دو نوع رنج وجود دارد؛ نوع حاد آن نوعی است که زمانی ایجاد می شود که فرد تحت تاثیر چنین شرایطی قرار می گیرد و علائم زیادی از خود نشان می دهد و نوع دوم عفونت مزمن است که در چنین مواردی ممکن است ماه ها بگذرد اما فرد شرایط خاص خود را نشان ندهد، اما بروز ناگهانی استرس و اضطراب در این شرایط. پزشک علت آن را بیابد و متوجه شود که این شرایط چه ارتباطی با این واقعه دارد، برای فردی که اتفاق افتاده بسیار سخت است.

در هر صورت ناراحتی روانی شدیدی در این افراد دیده می شود و می بینیم که این افراد سعی می کنند از یادآوری رویداد اجتناب کنند و یا سعی می کنند با افرادی که رویداد را به خاطر می آورند تعامل نداشته باشند و از آنها دوری کنند. این افراد همیشه از آدم‌ها، مکان‌ها و چیزهایی فرار می‌کنند که آن خاطره یا رویداد دردناک را یادآوری می‌کنند.

از سوی دیگر، آنها یک سری دیدگاه های منفی افراطی نسبت به جهان و افراد اطراف خود دارند. مثلا اینکه من بد هستم. در واقع افراد با این شرایط نمی توانند به کسی اعتماد کنند. آنها معتقدند که دنیا جای خطرناکی است، اینها چیزهایی هستند که همیشه با آنها هستند مانند ترس و وحشت، اضطراب و ترس. آنها همیشه این حالت عاطفی منفی را با خود دارند، چندان علاقه ای به ظاهر شدن در جمع و توسعه روابط خود با دیگران ندارند.

آنها همیشه کناره گیری می کنند و همیشه منتظر خبرهای بد هستند. آنها همیشه در خواب و تمرکز مشکل دارند و عموماً ناسالم هستند، در بسیاری از موارد می بینیم که شخصیت آنها مشکل ساز است. شاید بهتر است بگوییم که بدن آنها جدا از جسم و ذهنشان است، گویی این فرد در دنیای واقعی نیست. به همین دلیل، این علائم نشان می دهد که فرد سالم نیست و نشان می دهد که ممکن است فرد با مشکلی مواجه باشد.

آیا امکان ابتلا وجود دارد؟

چه زمانی برای این دسته از افراد مراجعه به روانپزشک ضروری است؟

اگر علائم برای فرد یا افراد شدید و خطرناک باشد، باید درمان جدی آغاز شود. امکان مراجعه به روانپزشک وجود دارد، اما در غیر این صورت روانپزشک می تواند درمان او را آغاز کند و از روش های درمانی مختلف برای بهبود وضعیت او استفاده کند. برای مثال می توان از تشخیص رفتار استفاده کرد. در واقع به غیر از افسردگی شدیدی که این فرد دارد، ممکن است این فرد افکار خودکشی نیز داشته باشد که این امر مستلزم مراجعه به روانپزشک نیز می باشد و اگر بخواهیم به امید ادامه دهیم و درمان اولیه را انجام ندهیم، اتفاقات ناخوشایندی رخ می دهد.

برای درمان افسردگی از چه روش هایی استفاده می شود و چه عواملی در درمان کامل آن موثر است؟

خیر، اما اصول تروما درمانی مبتنی بر اصول بسیاری است. اولین قدم این است که در اسرع وقت درمان شوید. دوم این که هر چه زودتر فرد را به حالت عادی برگردانیم و سوم اینکه درمان را در نزدیکترین مکان انجام دهیم زیرا گاهی اوقات مسافرت باعث فرار او از درمان فردا می شود که می تواند مشکلات زیادی ایجاد کند. زمانی که علائم این بیماری شدید شد و بیمار از نظر روحی و روانی و فیزیولوژیکی به سر می برد، باید تحت نظر روانپزشک باشد. اما اگر فقط چند مورد مانند خواب، استرس، تفکر، جریان روانی وجود دارد، کافی است به یک روانشناس مراجعه کنید و به مشاوره ادامه دهید که در درمان موثر باشد.